محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1337
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
به اغوز خان ، پسر ششم ترك بن يافث بن نوح عليه السلاماند كه در ميان اتراك به جمشيد ترك اشتهار داشته است . و بعضى ديگر از مورّخين اتراك را منسوب به قائى خان كه پسر سيّم عيص بن اسحق عليه السلام است دانستهاند . و برخى را نيز اعتقاد اينكه قائى خان همان عيص بن اسحق است . قائلين قول اوّل را دليل اينكه بعد از وقوع طوفان نوح على نبيّنا و عليه السّلام سه پسر كه حام و سام و يافث باشد باقى ماند ، و هريك از ايشان به تعمير ركنى از ربع مسكون مأمور آمدند . سام به تعمير اقليم ثالث و رابع ، كه مملكت ايران عبارت از آن است همّت برگماشت . حام روى به ولايت سودان و هندوستان آورد . يافث عزيمت بلاد شرقى و سمت شمالى را كمر بست . و اولاد و احفاد يافث به مناسبت اسمى ترك بن يافث ، مسمّى به ترك آمدند . و اوّل كسى كه در آن سلسله صاعد مراتب برترى ، و عارج معارج سرورى آمد ، اغوز خان بود كه سلاطين و خوانين ترك منسوب به وى مىباشند ، و او ابو الملوك سلاطين اتراك است چنان كه در سلاطين عجم كيومرث ابو الملوك بود . جمعى ديگر از مورّخين كه اين طايفه را منسوب به قائى خان دانستهاند چنين گفتهاند كه : اسحق نبى على نبيّنا و عليه السلام را از يك بطن دو پسر توأم متولّد گرديد ، اوّل عيص بود و ثانى يعقوب ، و وجه تسميهء يعقوب اينست كه در حين ولادت پاشنهء عيص را گرفته قدم در عرصهء وجود نهاد ، بعد از چندى كه برادران به مرتبهء كمال و درجهء جلال رسيدند ، نظر به كثرت اولاد و احفاد و عشاير و قبايل ، عيص بن اسحق روى به ديار مشرق و نواحى شمال آورد ، و حضرت يعقوب نبى در بلاد عرب توقّف نمود ، و در آن سلسله اوّل كسى كه رايت حكمرانى برافراشت قائى خان بود كه به زعم بعضى پسر سيّم عيص بن اسحق است و به قول جمعى ديگر همان عيص بن اسحق است كه در ميان اتراك به قائى خان اشتهار يافت . على اىّ تقدير بعد از تتبّع در اقوال ، خلاصهء مطلب اينست كه علم ازلى تعلّق بر اين گرفت كه نبوّت و سلطنت در آل ابراهيم عليه السّلام باشد . بنابراين انبيا و رسل سواى حضرت خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و آله كه از نسل حضرت اسمعيل عليه السّلام مىباشند كلّا از آل يعقوب عليه السّلاماند كه نسلا بعد نسل رايت رسالت افراشتند ، و خوانين از سلسلهء عيص بن اسحقاند . انبيا را ظهور